Latest updates
عزيزاني که   مايل به    همکاري در بخش ترجمه هستند ميتوانند آثار خود   را همراه با    توضيحات (مانند ترجمه‌هايي که اکنون روي سايت هست)  براي  ما   ارسال کنند،    که   در    صورت    احراز استاندارهاي   سايت    با     نام خودشان روي  سايت    گذاشته مي‌شود.
در   بخش   ترجمه   نيز    همانطور که واقف  هستيد  يک   اثر   هنري به تعداد مخاطب  مي‌تواند مفهوم و معنا     داشته    باشد،    پس   در ترجمه سعي شده  از  ترجمه   آزاد استفاده  نشود  و  حق  انتخاب در   اختيار    مخاطب   قرار   گيرد گرچه توضيحات   لازم   هم   در کنار ترجمه ارائه شده است.
07/17/2014
گروه بلک سبث کار خود را از سال 1968 آغاز کرد
Made in Iran. All member work copyright of respective owner, otherwise ©2014 poetryofmusic.com translate lyric and poetry. All rights reserved.
s. z.
ترجمه   به فارسی
عزيزان و علاقه‌مندان به شرکت در بحث‌هاي مربوط به اين صفحه از وب سايت، خواشمند است که در کمال ادب و احترام به ابراز عقايد خود بپردازيد و از توهين به يکديگر و يا تمجيد بي مورد بپرهيزيد و به ارتقاء سطح مطالب کمک کنيد.

زيرا با توجه به عدم توانايي ذهني مردم يک سري از کشورها در استفاده از اينترنت گهگاه به موارد اين‌چنيني بر مي‌خوريم، که البته نظراتي که در آنها به هر چيزي توهين شده باشد، بي درنگ  پاک مي‌شوند.

با تشکر از همکاري شما. 
در بزرگراه بياباني تاريک، باد خنکي به موهايم مي‌خورد.
بوي گرم کوليتس، در هوا بلند شده‌ است.
در فاصله‌ي دور، نوري را ديدم که سوسو مي‌زند،
سرم سنگين شد و چشمانم سياهي رفت.
مجبورم شدم براي شب توقف کنم.
او [دختر] در ورودي [ساختمان] ايستاده بود؛
صداي زنگ را شنيدم
و با خود فکر کردم،
که اين مي‌تواند بهشت باشد، يا اينکه جهنم.
سپس او شمعي روشن کرد و راه را به من نشان داد.
صداهايي از انتهاي راهرو مي‌آمد،
فکر کنم که شنيدم که مي‌گويند:

به هتل کاليفرنيا خو آمديد
چه جاي دوست داشتني‌اي
چه سيماي دوست داشتني‌اي (زيبايي)
اتاق‌هاي ( خالي ) بسياري در هتل کاليفرنيا،
در هر موقع از سال،
مي‌توانيد پيدا کنيد.

ذهنش [هميشه] درگير جواهرات است، و مرسدس بنزي دارد،
پسرهاي خوشکل زيادي دور و برش هستند، که آنها را دوست صدا مي‌کند،
چقدر [زيبا] در حياط مي‌رقصند، [در] تابستاني گرم و شيرين.
بعضي مي‌رقصد که به ياد بياورند، برخي مي‌رقصند که فراموش کنند.

سپس کاپيتان را صدا زدم،
"لطفا شراب مرا بياور"
اون  گفت: " ما از سال 1969 به اين ور، آن مشروب/روحيه را نداريم."
و هنوز آن صداها از فاصله‌اي دور فرياد مي‌زدند،
و در نيمه‌ي شب تو را بيدار مي‌کردند،
فقط براي اينکه بشنوي که مي‌گويند:

به هتل کاليفرنيا خو آمديد
چه جاي دوست داشتني‌اي
چه سيماي دوست داشتني‌اي (زيبايي)
آنها/مردم اينگونه در هتل کاليفرنيا خوش مي‌گذرانند.
چه غافلگيري جالبي،
بهانه‌هايت را آماده کن.

آينه‌ها روي سقف،
شامپاين صورتي درون يخ،
و او گفت: "همه ما اينجا زنداني شيوه‌ي زندگي خودمان هستيم."
و در اتاق رئيس،
براي جشن دور هم جمع شده بودند،
با چاقوهاي پولادين خود به آن ضربه مي‌زدند،
اما نمي‌توانستند آن جانور را بکشند.

آخرين چيزي که به ياد مي‌آورم، داشتم
به سمت در مي‌دويدم.
بايد مسير بازگشت را پيدا مي‌کردم،
به جايي که قبلا بودم.
" آرام باش "، نگهبان شب گفت،
" ما براي پذيريش برنامه‌ريزي شديم.
هر وقت که خواستي مي‌تواني تسويه کني،
اما هرگز نمي‌تواني [اينجا را] ترک کني. "
On a dark desert highway, cool wind in my hair
Warm smell of colitas, rising up through the air
Up ahead in the distance, I saw a shimmering light
My head grew heavy and my sight grew dim
I had to stop for the night
There she stood in the doorway;
I heard the mission bell
And I was thinking to myself,
"This could be Heaven or this could be Hell"
Then she lit up a candle and she showed me the way
There were voices down the corridor,
I thought I heard them say:

Welcome to the Hotel California
Such a lovely place (Such a lovely place)
Such a lovely face
Plenty of room at the Hotel California
Any time of year (Any time of year)
You can find it here.

Her mind is Tiffany-twisted, she got the Mercedes bends
She got a lot of pretty, pretty boys she calls friends
How they dance in the courtyard, sweet summer sweat.
Some dance to remember, some dance to forget.

So I called up the Captain,
"Please bring me my wine"
He said, "We haven't had that spirit here since 1969"
And still those voices are calling from far away,
Wake you up in the middle of the night
Just to hear them say...

Welcome to the Hotel California
Such a lovely place (Such a lovely place)
Such a lovely face
They livin' it up at the Hotel California
What a nice surprise,
Bring your alibis.

Mirrors on the ceiling,
The pink champagne on ice
And she said:"We are all just prisoners here,of our own device"
And in the master's chambers,
They gathered for the feast,
They stab it with their steely knives,
But they just can't kill the beast.

Last thing I remember, I was
Running for the door.
I had to find the passage back,
To the place I was before.
"Relax, " said the night man,
"We are programmed to receive.
You can check-out any time you like,
But you can never leave! "

Hotel California

Artist: eagles
Album: Hotel California
هتل کاليفرنيا


Poetry Of Music
'hope you enjoy our products.we're dedicated to providing the best Quality.
Welcome !