Latest updates
عزيزاني که   مايل به    همکاري در بخش ترجمه هستند ميتوانند آثار خود   را همراه با    توضيحات (مانند ترجمه‌هايي که اکنون روي سايت هست)  براي  ما   ارسال کنند،    که   در    صورت    احراز استاندارهاي   سايت    با     نام خودشان روي  سايت    گذاشته مي‌شود.
در   بخش   ترجمه   نيز    همانطور که واقف  هستيد  يک   اثر   هنري به تعداد مخاطب  مي‌تواند مفهوم و معنا     داشته    باشد،    پس   در ترجمه سعي شده  از  ترجمه   آزاد استفاده  نشود  و  حق  انتخاب در   اختيار    مخاطب   قرار   گيرد گرچه توضيحات   لازم   هم   در کنار ترجمه ارائه شده است.
07/17/2014
گروه بلک سبث کار خود را از سال 1968 آغاز کرد
Made in Iran. All member work copyright of respective owner, otherwise ©2014 poetryofmusic.com translate lyric and poetry. All rights reserved.
s. z.
ترجمه   به فارسی
عزيزان و علاقه‌مندان به شرکت در بحث‌هاي مربوط به اين صفحه از وب سايت، خواشمند است که در کمال ادب و احترام به ابراز عقايد خود بپردازيد و از توهين به يکديگر و يا تمجيد بي مورد بپرهيزيد و به ارتقاء سطح مطالب کمک کنيد.

زيرا با توجه به عدم توانايي ذهني مردم يک سري از کشورها در استفاده از اينترنت گهگاه به موارد اين‌چنيني بر مي‌خوريم، که البته نظراتي که در آنها به هر چيزي توهين شده باشد، بي درنگ  پاک مي‌شوند.

با تشکر از همکاري شما. 
در آينه اتومبيلم، خورشيد دارد پايين مي‌رود
در پس پل‌هاي جاده غرق مي‌شود.
من به تمام  چيزهاي خوبي فکر ميکنم
که ما انجام نداده گذاشتيم.
و در عذابم از دلشوره‌هايي
که سوءزن‌ها درمورد هولوکاستي[ديگر] را تائيد ميکنند.

سيم پوسيده‌اي که چوب پنبه را نگه مي‌داشت
که عصبانيت در داخل [ظرف تحمل آدمي] نگه مي‌داشت
از بين رفت، و ناگهان دوباره روز است.
خورشيد در شرق است
اگر چه روز [تقريبا] تمام شده.
دو خورشيد در [هنگام] غروب
مي‌توانست پايان نسل بشر باشد.

مثل لحظه‌اي که ترمزها قفل مي‌کنند
و به سوي کاميون بزرگي سر مي‌خوري     اوه، نه!
[و] با تَرست لحظه‌هاي بي حرکت را کِش مي‌دهي (طولاني شدن) 
و هرگز صدايشان را نخواهي شنيد   بابا، بابا!
و هرگز چهرهاشان را نخواهي ديد
ديگر هيچ استفاده‌اي از قانون نمي‌تواني بکني.

و همچنان که شيشه جلوي اتومبيل ذوب،
و اشک‌هاي من تبخير مي‌شوند،
تنها زغال براي دفاع باقي گذاشتيم.
در نهايت احساس آن چند نفر را فهميدم
خاکسترها و الماس‌ها
دشمن و دوست
همه در پايان برابر بوديم.






In my rear view mirror, the sun is going down
Sinking behind bridges in the road.
I think of all the good things
That we have left undone.
And I suffer premonitions
Confirm suspicions of the Holocaust to come.

The rusty wire that holds the cork
That keeps the anger in
Gives way, and suddenly it's day again.
The sun is in the east
Even though the day is done
Two suns in the sunset
Could be the human race is run

Like the moment when the brakes lock
And you slide towards the big truck   Oh, no!
You stretch the frozen moments with your fear
And you'll never hear their voices  Daddy, daddy!
And you'll never see their faces
You have no recourse to the law any more.

And as the windshield melts,
And my tears evaporate,
Leaving only charcoal to defend.
Finally I understand the feelings of the Few
Ashes and diamonds
Foe and friend
We were all equal in the end.

Radio:
Nuclear missiles... the head of the US... and now the
weather - tomorrow will be cloudy with scattered
showers, spreading... most of the home counties by late
afternoon; a light fog, with an expected high of four
thousand degrees Celsius...


Two Suns in the Sunset

Artist: pink floyd
Album: The Final Cut
دو خورشيد در [هنگام] غروب


Poetry Of Music
'hope you enjoy our products.we're dedicated to providing the best Quality.
Welcome !