Latest updates
عزيزاني که   مايل به    همکاري در بخش ترجمه هستند ميتوانند آثار خود   را همراه با    توضيحات (مانند ترجمه‌هايي که اکنون روي سايت هست)  براي  ما   ارسال کنند،    که   در    صورت    احراز استاندارهاي   سايت    با     نام خودشان روي  سايت    گذاشته مي‌شود.
در   بخش   ترجمه   نيز    همانطور که واقف  هستيد  يک   اثر   هنري به تعداد مخاطب  مي‌تواند مفهوم و معنا     داشته    باشد،    پس   در ترجمه سعي شده  از  ترجمه   آزاد استفاده  نشود  و  حق  انتخاب در   اختيار    مخاطب   قرار   گيرد گرچه توضيحات   لازم   هم   در کنار ترجمه ارائه شده است.
07/17/2014
گروه بلک سبث کار خود را از سال 1968 آغاز کرد
Made in Iran. All member work copyright of respective owner, otherwise ©2014 poetryofmusic.com translate lyric and poetry. All rights reserved.
s. z.
ترجمه   به فارسی
عزيزان و علاقه‌مندان به شرکت در بحث‌هاي مربوط به اين صفحه از وب سايت، خواشمند است که در کمال ادب و احترام به ابراز عقايد خود بپردازيد و از توهين به يکديگر و يا تمجيد بي مورد بپرهيزيد و به ارتقاء سطح مطالب کمک کنيد.

زيرا با توجه به عدم توانايي ذهني مردم يک سري از کشورها در استفاده از اينترنت گهگاه به موارد اين‌چنيني بر مي‌خوريم، که البته نظراتي که در آنها به هر چيزي توهين شده باشد، بي درنگ  پاک مي‌شوند.

با تشکر از همکاري شما. 
گذشته‌هايي که ميتوانست به حقيقت بپيوندد، در پشت سرت به اهتزاز در آمده.
برخي پر انرژي و شيدا، برخي وحشت‌زده و از دست رفته.

هشدار به کساني که هنوز
[به خط! آتش!]
آينده‌ي محتملشان را تحت کنترل دارند ، که مراقب باشند.
در ريل‌هاي متروک، شقايق ها
در آغوش کاميون‌ها دراز کشيده‌اند و منتظر نوبت بعد هستند.

من را يادت مي‌آيد؟ ما (رابطه‌يمان) قبلا چگونه بود؟
فکر ميکني که بايد صميمي‌تر باشيم؟

او (زن) در قاب در ايستاده بود،(با) شبحي از يک لبخند
که با چهره‌اش درآميخته بود، مانند تابلوي هتلي ارزان.
چشمان بي روحش به مرداني که باراني پوشيده بودند التماس ميکردند
به خاطر طلاهاي درون کيفشان يا چاقوهايي که پشتشان بود.
آن که قلدرتر بود جلو آمد و دستش را [از جيبش] درآورد.
او (مرد) گفت: " آن روزها من فقط يک بچه بودم، حالا يک مردم."

مرا يادت هست؟ ما (رابطه‌يمان) قبلا چگونه بود؟
فکر ميکني که بايست صميمي‌تر باشيم؟

به وسيله‌ي افراد مذهبي و سردي که عهده دارمان بودند
به ما نشان داده شد که چگونه حس خوبي داشته باشيم و بمان گفته شد که
احساس بدي داشته باشيم.
زبان بسته و وحشت‌زده، ياد گرفتيم که چگونه دعا کنيم
حالا احساساتمان دفن شدند و سرد مانند گِل.
و در پشت سرمان بنرها و پرچمهايي افراشته شده اند،
از انتخاب‌هايمان در گذشته، بر روي کهنه پارچه‌ها.

من را يادت هست؟ رابطه‌يمان قبلا چگونه بود؟
فکر ميکني که مي‌بايد به هم نزديک‌تر باشيم؟
They flutter behind you, your possible pasts.
Some bright-eyed and crazy, some frightened and lost.

A warning to anyone still in command
[Ranks! Fire!]
Of their possible future, to take care.
In derelict sidings the poppies,
entwine with cattle trucks lying in wait for the next time.

Do you remember me? How we used to be?
Do you think we should be closer?

She stood in the doorway, the ghost of a smile
haunting her face like a cheap hotel sign.
Her cold eyes imploring the men in their macs
For the gold in their bags or the knives in their backs.
Stepping up boldly one put out his hand.
He said, "I was just a child then, now I'm only a man."

Do you remember me? How we used to be?
Do you think we should be closer?

By the cold and religious we were taken in hand
Shown how to feel good and told to feel bad.
Tongue tied and terrified we learned how to pray
Now our feelings run deep and cold as the clay.
And strung out behind us the banners and flags
Of our possible pasts lie in tatters and rags.

Do you remember me? How we used to be?
Do you think we should be closer?

Your Possible Pasts

Artist: pink floyd
Album: The Final Cut
گذشته‌هايي که مي‌توانست به حقيقت بپيوندد


Poetry Of Music
'hope you enjoy our products.we're dedicated to providing the best Quality.
Welcome !